محمد مفيد مستوفى بافقى
62
جامع مفيدى ( فارسى )
هويدا ديد و تمهيد رعايت رعيتنوازى از حركاتش مشاهده نمود پرتو انوار عاطفت پادشاهى بر وجنات احوال خير مآل آن حضرت تافته پايهء قدر و منزلتش را از ايوان كيوان درگذرانيد و نقابت [ 54 الف ] و سرورى ممالك محروسه را به آن حضرت تفويض فرمود . و نوباوهء باغ عظمت و پادشاهى و قرة العين سلطنت و تاجدارى اعنى نواب آفتاب احتجاب بلقيس مكانى خانش بيگم صبيهء صلبيهء خود را كه درة التاج خلافت و كشورستانى بود به عقد ازدواج نواب شاه نعمت اللّه خلف اكبر نواب امير غياث الدين محمد مير ميران درآورده صبيهء شاه نعمت اللّه مزبور را بشاهزادهء كامكار اسمعيل ميرزا نسبت مواصلت فرمود و بمقتضاى شريعت غرّا عقد نكاح منعقد گرديد . و پادشاه سكندر شوكت روزبروز و ساعت بساعت در تعظيم و توقير آن حضرت كوشيده حكم همايون از مكمن عنايت روزافزون نفاذ يافت كه جميع امراء و اركان دولت و تمامى وزراء و اعيان حضرت طريق متابعتش پويند و غاشيهء مطاوعتش بر دوش گيرند و منشيان سدهء سلطنت در فرامين مطاعه لقبش را « مرتضى ممالك اسلام و مقتداى طوايف انام » نويسند . لاجرم عتبهء عليهاش ملاذ امراى خافقين و پناه ولاة مشرقين گشت و پايهء حشمت و اقتدارش از پرتو عنايت پادشاه جهانمطاع شبنم صفت [ 54 ب ] ارتفاع يافته از فرق فرقدين درگذشت و هم در آن ايام ، مصراع : خديو جهانگير روشنضمير به تجديد متوجه تقويت اركان شريعت غرّا و تمشيت مهام سادات و قضات و ساير ناس گشته منصب نقابت ممالك محروسه را به آن قدوهء اولاد خير البرية كه در هدايت هادى راه هدى و در ولايت والى دين إله بود تفويض فرمود . و بىشايبهء تكلف و سخنورى آن حضرت نسبت بعلما و مشايخ ارادت و اخلاص ظاهر مىنمود و در تعظيم سادات و اكابر و اشراف دقيقهاى فوت و فروگذاشت نمىنمود . از رشحات سحاب اهتمام و اجتهاد آن مرجع اكابر نزديك و دور